11# بخشش
مقدمه: بخشش
یک استاد کمکی از رواندا، در سال دوم تحصیلم در دانشکدۀ الهیات، بهعنوان مهمان سخنرانی کرد. رفتار فروتنانۀ او همراه با اقتداری رعدآسا، هنگامی که دربارۀ موضوع آن روز، یعنی بخشش، سخن میگفت، به طرز بینظیری توجه ما را جلب کرد.
او درس خود را با صحبت دربارۀ ضیافتی آغاز کرد که برخلاف چیزی بود که پیشتر در آن حضور یافته بود. بوی خوراکهایی که بهتازگی پخته شده، با صدای خندههای غیرمنتظره درهم میآمیخت. اشکها و شهادتها و سرودهای خودجوش شادی وجود داشت. اما آنچه این ضیافت را اینقدر شگفتانگیز میساخت، افراد حاضر در ضیافت و علت گرد آمدن آنها بود.
سالها پیش، جنگ بین قبایل هوتو و توتسی در رواندا به اوج خود رسیده بود. اعمال هولناک جنگ در آن روزها امری رایج بود. چهرۀ استاد ما، آثار زخمهای ناشی از قمۀ یک هوتو را بر خود داشت که پس از استفاده برای کشتن چند تن از اعضای خانوادۀ او، به نشانۀ تمسخر، خطوطی را بر گونههایش ایجاد کرده بود.
به نظر میرسید که بازگویی او دربارۀ شرارتهای وصفناپذیر، انتقام و نفرت را موجه میسازد. بااینحال، هنگامی که او سخن میگفت، آشکار بود که یک چیزی، نفرت موجود در قلبش را تحتالشعاع قرار داده بود. او آکنده از خشم نبود، بلکه آکنده از بخشش بود. مهمان ما شهادت داد که خبر خوش آمرزش خدا برای گناهکاران، از طریق مرگ و رستاخیز عیسی، همچون آتشی مهارناپذیر در روستای او گسترش یافته بود و هنگامی که مردم آمرزش را از خدا دریافت میکردند، آن را به یکدیگر نیز ارزانی میداشتند؛ از جمله خودِ او.
این ضیافت بدین سبب ویژه بود که گرداگرد سفره، هم هوتوها و هم توتسیها نشسته بودند. برخی زخمهایی همچون زخمهای او داشتند، برخی اندامهایی را از دست داده بودند و همگی عزیزانی را از دست داده بودند. آنان پیشتر در پی نابودی یکدیگر بودند. بااینحال، در آن شب دست در دست یکدیگر دعا کردند، نان را پاره کردند تا جشن بگیرند و با هم دربارۀ فیض شگفتانگیز، آمرزنده، آشتیدهنده و شفابخش عیسی سرود خواندند.
هرچند ممکن است شما نیاز نداشته باشید که کسی را برای اعمال نسلکشی ببخشید، اما هیچیک از ما از نیاز به بخشیده شدن و بخشیدن دیگران مبرا نیستیم. دوستان نسبت به بکدیگر گناه میکنند؛ و به بخشش نیاز دارند. والدین نسبت به فرزندان گناه میکنند و فرزندان نسبت به والدین گناه میکنند؛ و به بخشش نیاز دارند. همسران نسبت به یکدیگر گناه میکنند، همسایگان نسبت به یکدیگر گناه میکنند، بیگانگان نسبت به یکدیگر گناه میکنند؛ و ما به بخشش نیاز داریم.
بااینحال، بزرگترین نیاز ما به بخشش، بهسبب گناه ما نسبت به خداست. همۀ ما بهطور منحصربهفرد و شخصی نسبت به خدا گناه کردهایم و سزاوار داوری عادلانۀ او هستیم (رومیان 23:3؛ 23:6). اما خدا راهی فراهم ساخت تا عدالت او اجرا شود و بخشش عطا گردد. پسرش عیسی به میان ما آمد، بیگناه زندگی کرد، بر صلیب مرد تا داوریای را که ما سزاوارش بودیم، دریافت کند و سپس از قبر برخاست. کار او اعلام میکند که خدا هم عادل است و هم عادلشمارندۀ کسانی که به عیسی ایمان دارند (رومیان 26:3). آنانی که بخشش بیشتری را از خدا دریافت کردهاند، باید با بخشیدن دیگران شناخته شوند.
این کتابچۀ راهنما بهمنزلۀ مقدمهای بر مفهوم بخشش کتابمقدسی است. این به همۀ پرسشهای شما پاسخ نخواهد داد، اما اطمینان دارم که به شما و آنانی که همراه شما در این مسیر گام برمیدارند تا به دنبال تجسم زندگی انجیلیای باشند که عیسی به کسانی که او را میشناسند، عطا میکند، یاری خواهد رساند.
Audio Guide
صوت11# بخشش
بخش اول: چه چیزی و چرا؟
جسیکا روبهروی دوستش، کِیتلین، پشت میز نشسته بود. دلش گرفته بود، زیرا میدانست که باید به او بگوید دروغ گفته است. او از این میترسید که اگر کِیتلین حقیقت را بداند، چه فکری خواهد کرد، بنابراین اطلاعات را پنهان کرد و دوستش را فریب داد. کِیتلین غافلگیر میشد و احتمالاً (بهحق) خشمگین میشد. جسیکا به چشمان دوستش نگاه کرد و گفت: «باید از تو بخواهم که مرا ببخشی. من به تو دروغ گفتم و بسیار متأسفم.»
متأسفانه، چنین گفتگوهایی در دنیای سقوطکرده ضروری است. اما جسیکا دقیقاً از کِیتلین میخواهد که چه کار کند؟ اگر هر دو مسیحی باشند، چه انتظاری از آنان میرود؟ کِیتلین چه پاسخی باید بدهد؟ آیا بخشش، اختیاری است؟ آیا ضروری است؟ آیا بخشیدن بدین معناست که همهچیز فراموش خواهد شد و دوستی آنها به حالت پیشین بازخواهد گشت؟ درک بخشش، دشوار است، اما برای پیروان عیسی یک امر اساسی است.
بخشش چیست؟
عهدعتیق و عهدجدید، حداقل از شش واژه برای توصیف جنبههای گوناگون بخشش استفاده میکنند. برخی واژهها تنها به آمرزش گناهکاران توسط خدا اشاره دارند، درحالیکه برخی دیگر آنچه را که مردم در اعطای بخشش به گناهکاران دیگر انجام میدهند، دربر میگیرد. موضوع اصلی در همۀ این واژهها، مفهوم لغو بدهی است.
برای مقاصدمان در اینجا، بخشش را اینگونه تعریف میکنیم: بخشش، لغو فیضبخش بدهیآکنده از گناه و تصمیم به برقراری رابطه با آن شخص، بهعنوان فردی آمرزیدهشده است.
بخشیدن بدین معنا نیست که باید اعمال دردناکی را که علیه ما انجام شده فراموش کنیم.
بخشیدن، همان آشتیکردن و احیای رابطۀ شکستهشده نیست.
بخشیدن لزوماً نیاز به جبران برای اصلاح خطای انجامشده را برطرف نمیکند.
بخشیدن بدین معنا نیست که باید از کسی در برابر پیامدهای قانونی درست محافظت کنید.
بخشیدن، بدهی ارتباطی را لغو میکند، اما رایگان نیست. چنین میگویند: «[بخشش، بهای زیادی برای ما دارد]، زیرا بدینوسیله تصمیم میگیریم حق خود را برای بدهکار نگه داشتن شخص خطاکار تسلیم کنیم. از ما میخواهد حتی زمانی که شایسته نیست، محبت کنیم و مهربان باشیم، بهجای اینکه خودمان انتقام بگیریم، به خدا اعتماد کنیم تا برای وضعیت ما انتقام بگیرد و تعارضهای زندگی را بهعنوان فرصتهایی برای آشکار ساختن شخصیت خدا بهکار ببریم.»1
داستانهای اندکی در کتابمقدس هست که بهتر از مَثَل خادم بیرحم که در متی 21:18-35 ثبت شده، ماهیت بخشش را نشان میدهد. اگر اخیراً آن را نخواندهاید، لحظهای درنگ کنید و آن را دوباره بخوانید.
این مَثَل هنگامی مطرح شد که پطرس نزد عیسی رفت و پرسید: «سرور من، تا چند بار اگر برادرم به من گناه ورزد، باید او را ببخشم؟ آیا تا هفت بار؟» پیشنهاد پطرس، تلاش برای فراتر رفتن از سنت ربّانی آن روزگار بود که تنها سه بار بخشیدن را لازم میدانست. اما عیسی با این پاسخ پطرس را شگفتزده کرد: «به تو میگویم نه هفت بار، بلکه هفتادْ هفت بار.»
عیسی برای توضیح مقصود خود، داستان پادشاهی را بازگو کرد که فرمان داد حسابهایش تسویه شود. یکی از بدهکاران مبلغی گزاف به پادشاه بدهکار بود (تقریباً معادل ۵٫۸ میلیارد دلار). آن مرد زانو زد و التماس کرد: «مرا مهلت ده تا همۀ قرض خود را ادا کنم.» پیشنهاد نامعقول او دل پادشاه را به رحم آورد، و «قرض او را بخشید و آزادش کرد.» اما بهمحض اینکه مرد آمرزیدهشده از قصر بیرون رفت، شخصی را یافت که تقریباً ۱۰٬۰۰۰ دلار به او بدهکار بود و «گلویش را فشرد و گفت: ”قرضت را ادا کن!“» بدهکار به مرد آمرزیدهشده التماس کرد: «مرا مهلت ده تا همۀ قرض خود را بپردازم.» اما مرد آمرزیدهشده بهجای به یاد آوردن رحمتی که خودش پس از درخواست کردن دریافت کرده بود، بدهکار را به زندان افکند.
حیرت از پاسخ سنگدلانۀ او، سراسر پادشاهی را در شوک فرو برد و سرانجام به گوش پادشاه رسید. پادشاه آن مرد را فراخواند، او را توبیخ کرد، بخشش خود را پس گرفت و او را به حبس ابد محکوم نمود. عیسی مَثَل را با نکتۀ اصلی خود به پایان رساند: «به همینگونه پدر آسمانی من نیز با هر یک از شما رفتار خواهد کرد، اگر شما نیز برادر خود را از دل نبخشید.» (متی 35:18).
این مَثَل حداقل سه اصل را دربارۀ بخشش آشکار میکند.
بخشش، ضروری است. عیسی انتظار دارد کسانی که آمرزیده شدهاند، ببخشند. اگر خدا بدهی عظیم شما را که بهسبب گناه نسبت به او برعهده داشتید، بخشیده است، پس شما نیز باید مایل باشید کسانی را که نسبت به شما گناه میکنند، ببخشید. تقلا برای بخشیدن، پاسخی قابلدرک است. گناه غالباً به شکل عمیقی به ما آسیب میزند. اما اگر قلب خود را نسبت به فرمان خدا سخت کنید و مایل به بخشیدن دیگران نباشید، ممکن است بدین معنا باشد که نسبت به رحمت خدا برای خودتان دچار گستاخی شدهاید و در واقع آمرزیده نشدهاید.
بخشش، انگیزهی بخشش است. هر خوانندهای انتظار دارد که شفقت پادشاه، زندگی بدهکار را دگرگون سازد. مرد آمرزیدهشده میبایست چنان تحت تأثیر رحمت دریافتشده قرار میگرفت که کاری غیر از رحم کردن به دیگران نمیتوانست انجام دهد. محبت و مهربانی فراوانی که به او ارزانی شده بود، باید قلبش را سرشار از تمایل به بخشش میساخت.
بخشش باید نامحدود باشد. هنگامی که عیسی به پطرس میگوید تا هفتاد مرتبه هفت بار ببخشد، او صرفاً معیار را بالاتر نمیبرد؛ بلکه سقف را برمیدارد. برای شاگردان عیسی، بخشش باید نامحدود باشد. ما باید همواره مایل، آماده و مشتاق بخشش دیگران باشیم.
چرا باید ببخشیم؟
درحالیکه آمرزش خدا نسبت به ما باید دلیل کافی برای بخشیدن باشد، اما کتابمقدس انگیزههای دیگری را نیز فراهم میکند. مطالب زیر، چهار دلیل بسیار روشن برای این است که چرا مسیحیان باید کسانی را که نسبت به آنان گناه میکنند، ببخشند.
۱. عیسی فرمان بخشش را میدهد.
عیسی بیپرده میگوید: «داوری نکنید تا بر شما داوری نشود» (لوقا 37:6). دعای ربانی همین اندرز را تکرار میکند: «پس شما اینگونه دعا کنید…قرضهای ما را ببخش، چنانکه ما نیز قرضداران خود را میبخشیم. و ما را در آزمایش میاور، بلکه از آن شریر رهاییمان ده… زیرا اگر خطاهای مردم را ببخشید، پدر آسمانیِ شما نیز شما را خواهد بخشید.» (متی 9:6-14). هنگامی که اینطور دعا میکنیم، به خدا میگوییم: «با گناهان من نسبت به خودت همانگونه رفتار کن که من با کسانی که نسبت به من گناه کردهاند، رفتار میکنم.» آیا میتوانید با وجدانی آسوده اینطور دعا کنید؟ آیا میتوانید در حضور خدا بگویید: «مرا همانگونه ببخش که من دیگران را میبخشم؟» اینها دعاهایی جسورانه هستند.
عدم تمایل به بخشش، گناه نسبت به عیسی است؛ طوری که اقرار ایمان ما را بهطور جدی زیر سؤال میبرد. اما هنگامی که میبخشیم، در راه او گام برمیداریم. چنانکه یک بار دوستی میگفت: «ما هرگز بیش از زمانی که میبخشیم، شبیه عیسی نیستیم.»2 بهراستی، ایمانداران بخشندگان هستند. بااینحال، نباید از روی اجبار ببخشیم، زیرا «احکام او باری گران نیست» (اول یوحنا 3:5). بلکه وقتی در محبت به خدایی که ما را بخشید، رشد میکنیم، تحت تأثیر قرار میگیریم تا محبت را بهصورت بخشش ارائه کنیم. چنانکه مکتوب است: «آن که کمتر آمرزیده شد، کمتر هم محبت میکند»، اما آن که بسیار آمرزیده شد، بسیار هم محبت میکند (لوقا 36:7-50).
۲. بخشش، قلب ما را آزاد میسازد.
چنین گفتهاند: «تلخی مانند این است که خودتان زهر را بنوشید و انتظار داشته باشید که دیگری بمیرد.» روحیۀ عدم بخشش، تأثیر مرگباری بر قلبمان میگذارد. بِتانی این را بهخوبی درک میکرد. او نوۀ خود را در یک تیراندازی غمانگیز از دست داد؛ و یک سال بعد، پسرش بر اثر مصرف بیش از حد، بهطور تصادفی جان باخت. او پاک شده بود، اما در لحظۀ ضعف، قرصهایی را مصرف کرد که باعث مرگش شد. بِتانی خداوند را دوست داشت، اما دل شکستهاش نسبت به مردی که مواد مخدر را به پسرش داده بود، آکنده از خشم بود.
تقریباً یک سال بعد، مردی که قرصها را به پسرش داده بود، با او تماس گرفت. او از بِتانی طلب بخشش کرد و گفت نقشی که در مرگ پسر او داشته، او را از درون میخورد. بِتانی به او گفت: «از آنجایی که عیسی مرا بسیار بخشیده، من هم میخواهم تو را ببخشم.» پس از آن به من گفت: «احساس کردم باری از دوشم برداشته شد. من نمیدانستم نفرتم تا چه اندازه مرا پایین میکشید.» بخشش او را آزاد ساخت.
اما ما نباید صرفاً برای اینکه خودمان احساس بهتری داشته باشیم، ببخشیم. ما نمیتوانیم زندگیمان با خدا را به عملگرایی درمانی تقلیل دهیم؛ بلکه بخشش، عمل ایمان است که از فرمان خدا اطاعت میکند و اعتماد دارد که ارزش آن را خواهد داشت. بخشیدن به آزادی و شادیای میانجامد که عیسی به مطیعان خود وعده داده است: «این سخنان را به شما گفتم تا شادی من در شما باشد و شادی شما کامل شود» (یوحنا 11:15). بخشش، خدا را جلال میدهد و به طرز مرموزی شفای جانهای ما را به همراه میآورد. ما برای نگهداشتن کینه، انتقام یا تلخی آفریده نشدهایم. بخشیدن، همۀ بدیها را اصلاح نمیکند؛ اما راهی است تا شرارتهایی را که علیه ما انجام شده، به خدا بسپاریم و بدانیم که او طوری به آنها رسیدگی خواهد کرد که فقط از عهدۀ او برمیآید. هنگامی که میبخشیم، به خدایی اعتماد میکنیم که گفت: «انتقام از آنِ من است؛ من هستم که سزا خواهم داد» (رومیان 19:12).
۳. بخشش، نقشههای شیطان را خنثی میکند.
به نظر میرسد که شخصی در کلیسای قرنتس تحت تأثیر معلمان دروغین قرار گرفته و علیه پولس رسول شورش کرده بود. جماعت کلیسایی با اجرای انضباط کلیسایی در مورد او واکنش نشان داد. ما از همۀ جزئیات مطمئن نیستیم، اما «تنبیهی از سوی اکثریت» جماعت کلیسایی واقع شده بود (دوم قرنتیان 6:2).
سرانجام، آن مرد از گناه خود توبه کرد و از کلیسا طلب بخشش نمود. اما برخی در آشتی با او مردد بودند. این امر باعث شد که پولس به آنها اندرز دهد: «اکنون دیگر باید او را ببخشید و دلداری دهید، مبادا اندوه بیش از حد، وی را از پا درآورد. بنابراین، از شما استدعا دارم او را از محبت خود مطمئن سازید… من نیز او را میبخشم… در حضور مسیح… تا شیطان بر ما برتری نیابد، زیرا از ترفندهای او بیخبر نیستیم» (دوم قرنتیان 7:2-11).
پولس به قرنتیان هشدار میدهد که شیطان همچون کوسهای در آب خونآلود، پیرامون کلیسای آنها میچرخید. او در پی آن بود که آن مرد، کلیسا و شهادتشان برای عیسی را ببلعد. پولس تنها در چند آیه، حداقل چهار نقشۀ شیطان را آشکار میسازد.
نخست، شیطان میخواهد مانع از بخشش شود. خدا میخواهد کلیسایش همچون تابلویی باشد که محبت آمرزندۀ او را به نمایش میگذارد. شیطان میخواهد با ممانعت از بخشش، دامنزدن به تلخی و عمیقتر کردن جداییها، آن را از بین ببرد. پولس التماس میکند که محبت خود را نسبت به او آشکار سازند؛ طوری که هیچ شکی دربارۀ تفکر خدا نسبت به او در ذهنش باقی نماند. آنها در تأدیب او وفادار بودهاند؛ اکنون باید در بخشیدن و بازگردانیدن او نیز وفادار باشند.
دوم، شیطان میخواهد شرم را افزایش دهد. شیطان میخواهد بهجای پذیرش این مرد توسط کلیسا، «اندوه بیش از حد، وی را از پا درآورد.» واژگانی که بهکار میبرد، تصویری گویا از مردی است که در اضطرابی ناتوانکننده و فراتر از حد تحملش فرو رفته است. شیطان میخواهد او را با شرم به زنجیر کشد تا نتواند در آزادی محبت احیاکنندۀ خدا گام بردارد. ابلیس میخواهد او را با محکومیت درهم بشکند تا پایداری او در ایمان مختل شود. اما کلیسا باید با بخشیدن او، بار اندوهش را بر دوش گیرد. آنها باید شرم او را با مرهم فیض آمرزنده شفا دهند.
سوم، شیطان میخواهد غرور را برانگیزد. او بهجای اینکه اجازه بدهد کلیسا در فروتنی مسیحگونه عمیقتر شود، میخواهد غرور خودپسندانۀ کلیسا را شعلهور سازد. او میخواهد کسانی که در وسوسۀ آن مرد سقوط نکردند، نسبت به نیاز خود به فیض نابینا شوند. بدینگونه، کلیسا نسبت به یکدیگر و سرانجام نسبت به مسیح سنگدل خواهد شد. در عوض، قرنتیان باید به مسیح بنگرند و فروتن شوند، زیرا گناه آنها نیز در مصلوبشدن مسیح نقش داشت. شاید آنها مانند این مرد گناه نکرده بودند، اما بااینحال گناهکار بودند. آنها نیز همچون او، بدهکاران فیض بودند.
چهارم، شیطان میخواهد عیسی را اندوهگین سازد. شیطان میداند هنگامی که ایمانداران محبت را از یکدیگر دریغ میکنند، خدا اندوهگین میشود (افسسیان 30:4). همانگونه که عیسی در مکاشفه 2–3 در میان کلیساهای خود راه میرود، در میان کلیسای قرنتس نیز راه میرود. ازاینرو پولس میگوید: «اگر کسی را بخشیدهام… در حضور مسیح… چنین کردهام» (بهطور تحتاللفظی، «در برابر روی مسیح»، دوم قرنتیان 10:2). پولس میخواهد آنها درک کنند که پاسخشان به دعوت برای بخشیدن، عیسی را اندوهگین یا خشنود خواهد ساخت. آنها نباید در برابر نقشههای شیطان تسلیم شوند.
بخشیدن، جنگ روحانی است. لغو بدهی و تسلی دادن به کسانی که علیه ما گناه کردهاند، عملی مسیحگونه است. بخشیدن دیگران، ما را از افتادن در دام شیطان حفظ میکند.
۴. بخشیدن، انجیل را ستایش میکند.
اگر کلیسا باید از کسی دوری میکرد، آن شخص سولس بود. او با سنگسار استیفان موافقت کرد، خانهبهخانه ایمانداران را تعقیب نمود و برای نابودی کلیسا از کمک حکومت بهره گرفت (اعمال رسولان 1:8-3؛ 1:9-2). سولس بدون مداخلۀ الهی، شکستناپذیر به نظر میرسید. بااینحال، خداوند حملات سولس را متوقف ساخت و او را نجات داد تا کلیسایی را که زمانی قصد نابودی آن را داشت، محبت کند (اعمال رسولان 1:9-9).
اما پیش از آنکه سولس خدمت به دیگران را آغاز کند، عیسی حنانیا را فراخواند تا تصویری از بخشش انجیلی برای سولس باشد. در اعمال رسولان 17:9، لحظۀ دیدار آنها را میبینیم: «حنانیا… به آن خانه درآمد و دستهای خود را بر او گذاشته، گفت: “ای برادر، شائول، خداوند یعنی همان عیسی… مرا فرستاده است تا بینایی خود را بازیابی و از روحالقدس پر شوی”… برخاسته، تعمید گرفت. سپس غذا خورد و قوّت خویش بازیافت… روزهایی چند با شاگردان در دمشق به سر برد.»
حنانیا در لحظهای سرشار از محبت انجیلی، با مهربانی دستهای خود را بر سولس نهاد؛ همان کسی که با نفرت دست بر مسیحیان نهاده بود. او را چنین خطاب کرد: «برادر شائول.» سولس، خانواده را آزار داده بود؛ اما اکنون در آن خانواده پذیرفته شده بود. سولس پس از بیرون آمدن از آب تعمید، با شاگردان همسفره شد. ضیافت آنها بهسبب بخشش امکانپذیر بود. هنگامی که دیگران را میبخشیم، تصویری مشابه به جهان عرضه میکنیم و میگوییم: «این همان محبتی است که عیسی به من نشان داده؛ بیا و با او ملاقات کن. ما محبت میکنیم، زیرا او نخست ما را محبت کرد.»
—
بحث و تأمل:
۱. آیا این بخش برداشتهای نادرست شما را دربارۀ بخشش اصلاح کرد؟ چگونه موضوع را برای شما روشنتر ساخت؟ آیا میتوانید توصیف مختصر و مفیدی برای بخشش بنویسید؟
۲. از بین چهار دلیل مذکور برای بخشیدن، کدامیک برای شما چالشبرانگیزتر یا ملزمکنندهتر بود؟ آیا میخواهید نکتهای را به آن اضافه کنید؟
—
بخش دوم: چه کسی و چگونه؟
کتابمقدس بهوضوح میگوید که مسیحیان چه کسانی را و چگونه باید ببخشند. صرفاً گفتن «همیشه همه را ببخش»، صحیح نیست و قطعاً برای کسانی که با جراحات واقعی و میل به احترام گذاشتن به خداوند دستوپنجه نرم میکنند، چندان سودمند نیست. مطالب زیر، چند اصل کتابمقدسی برای هدایت تلاشهای ما بهسوی بخشش است.
شما باید آغازگر بخشش باشید.
ایمانداران مسئولیت دارند که آغازگر بخشش باشند. ما باید به دنبال بخشیدن و بخشیدهشدن باشیم. در متی 23:5-24 عیسی میگوید: «پس اگر هنگام تقدیم هدیهات بر مذبح، به یاد آوردی که برادرت از تو چیزی به دل دارد، هدیهات را بر مذبح واگذار و نخست برو و با برادر خود آشتی کن و سپس بیا و هدیهات را تقدیم نما.»
خدا انتظار دارد که ما با فروتنی از نیاز به ترمیم روابط آگاه باشیم. اگر نسبت به کسی گناه کردهایم، باید در پی بخشش و آشتی باشیم. تمثیل عیسی تکاندهنده است. او میگوید اگر در وسط پرستشی صمیمانه با خدا هستید و همسایه، عضوی از خانواده، همکار، آشنای دانشگاهی، یا عضوی از کلیسا؛ هر کسی که نسبت به او گناه کردهاید؛ را به یاد میآورید، باید پرستش را متوقف کرده و در پی آشتی باشید.
برای برجسته ساختن سنگینی تعلیم عیسی، به یک مشاهدۀ جغرافیایی توجه کنید. قربانیها در معبد اورشلیم تقدیم میشد. هنگامی که عیسی این تعلیم را دربارۀ بخشش در متی 5 ارائه کرد، در جلیل بود (متی 23:4). اگر به نقشۀ کتابمقدس خود بنگرید، خواهید دید که فاصلۀ جلیل تا اورشلیم تقریباً 112 تا 128 کیلومتر بود. بدون خودرو یا دوچرخه، این سفری چندروزه است. عیسی میگوید اگر تمام راه را تا اورشلیم رفتهاید و یک خطایی را به یاد آوردهاید—بازگردید. به خانه بروید. آن را اصلاح کنید. سپس بازگردید. پرستش حقیقی بیش از یک قربانی است؛ محبتی آشتیدهنده است.
اما اگر کسی نسبت به شما گناه کرده باشد، چه میشود؟ آیا موجه است که با تلخی منتظر بمانید تا او نزد شما بیاید یا منفعلانه از او دوری کنید تا زمانی که بمیرد؟ خیر. عیسی میگوید ما باید در پی او برویم. به متی 15:18 توجه کنید: «اگر برادرت به تو گناه ورزد، نزدش برو و میان خودت و او خطایش را به او گوشزد کن. اگر سخنت را پذیرفت، برادرت را بازیافتهای.» این تعلیمی انقلابی است. در متی 5 و 18، عیسی از چه کسی انتظار دارد که آشتی را آغاز کند؟ شما. من. ما. در هر موقعیتی، صرفنظر از اینکه چه کسی مقصر است، عیسی ما را فرا میخواند که آغازگر بخشش باشیم.
در هر دو آیه، عیسی فرمان بخشیدنِ «برادرت» را میدهد. آیا این بدان معناست که میتوانیم بخشش را از غیرایمانداران دریغ کنیم؟ خیر. به تعلیم عیسی در مرقس 25:11 گوش کنید: «پس هر گاه به دعا میایستید، اگر نسبت به کسی چیزی بهدل دارید، او را ببخشید تا پدر شما نیز که در آسمان است، خطاهای شما را ببخشاید.» اگر هرکسی که کاری انجام داده، به ذهنمان میرسد، باید او را ببخشیم. پولس رسول همین ایده را در رومیان 18:12 تکرار میکند: «اگر امکان دارد، تا آنجا که به شما مربوط میشود، با همه در صلح و صفا زندگی کنید.» خدا ما را فرا میخواند تا صرفنظر از آنچه دیگران انجام میدهند، هر کاری که میتوانیم برای پیگیری صلح انجام دهیم. ما نباید خود را در انتظار آغاز آشتی از سوی دیگران محق بدانیم. خدا ما را فرا میخواند که گام نخست را برداریم.
باید به شرایط پولس توجه کنیم: «اگر امکان دارد» (رومیان 18:12). در برخی موارد، صلح و آشتی ناممکن است. اگر کسی حاضر به اعتراف به گناه نباشد یا بهسبب ناتوبهکاری، خطرناک باشد، بخشش نمیتواند آشتیِ صلحآمیز پدید آورد. تا لحظاتی دیگر به پیامدهای دشوار خواهیم پرداخت، اما مطمئن باشید که بخشش، دعوتی اساسی برای پیگیری محبت مسیحگونه است.
با شکیباییِ فوری ببخشید.
پدر یعقوب به مادرش وفادار نبود و با بازی روانی عاطفی کاری کرد که یعقوب گمان کند که طلاق آنها تقصیر اوست. پدر یعقوب تقریباً هفت سال با او صحبت نکرده بود و زخمها به تلخیخاموشی بدل شده بودند؛ تا اینکه یعقوب با عیسی ملاقات کرد. هنگامی که یعقوب عهدجدید را میخواند، خدا او را برانگیخت تا به بخشش پدرش بیندیشد. اما چگونه باید این کار را انجام میداد؟ با شکیباییِ فوری.
فوریت. اگر صبر کنیم تا زمانی که مایل به بخشیدن باشیم، ممکن است هرگز چنین کاری را نکنیم. زخمهایی مانند زخم یعقوب، احساس استحقاق و سنگدلی را میپرورانند. اما ایمانداران نباید با احساسات خود هدایت شوند. بلکه باید احساسات خود را بهسوی اطاعت از خدا سوق دهند و برای بخشیدن تلاش کنند. چون بخشیدن دیگران، عمل اطاعت از خداست، نباید در انجام آن تأخیر کنیم (مقایسه کنید با متی 23:5-24؛ مرقس 25:11).
شکیبایی. بخشیدن دیگران نباید سبکسرانه انجام شود. عیسی ما را فرا میخواند که بهای اطاعت را در نظر داشته باشیم (لوقا 25:14-33). بخشش حقیقی اغلب به دعاهای بسیار، آمادگی کتابمقدسی و مشورت خردمندانه نیاز دارد. الزام جدید یعقوب، نیازمند زمان بود تا بهترین شیوۀ مراجعه به پدرش و آمادهساختن قلبش را در صورت واکنش نامناسب پدرش، تشخیص دهد.
یعقوب مزمور 32:119 را دعا کرد و از خدا خواست که یاریاش دهد تا ببخشد: «در طریق فرمانهای تو میدوم، زیرا تو دل مرا وسعت میبخشی.» او میخواست فوراً ببخشد، زیرا خدا فرمان داده بود؛ اما با شکیبایی اطاعت کرد، زیرا نیاز داشت که خدا قلبش را توانمند سازد.
با نگریستن به عیسی و تکیه بر او ببخشید.
عبور از زخمها، آسیبها و خیانتها بهتنهایی ناممکن مینماید. اما بهجای ناامیدی، باید از خدا کمک بگیریم. عیسی از ما دعوت کرده است: «بیایید نزد من، ای تمامی زحمتکشان و گرانباران، که من به شما آسایش خواهم بخشید» (متی 28:11). عیسی به شما کمک خواهد کرد که ببخشید. برای دریافت قوت، به او بنگرید و بر او تکیه کنید. پولس هنگامی که افسسیان را ترغیب میکرد تا در محبت شکوفا شوند، از همین انگیزه استفاده کرد: «با یکدیگر مهربان و دلسوز باشید و همانگونه که خدا شما را در مسیح بخشوده است، شما نیز یکدیگر را ببخشایید» (افسسیان 32:4).
به عیسی بنگرید و عدالت را ببینید. صلیب، اعلامیۀ خداست که میگوید گناه در جهان هستی او نادیده گرفته نخواهد شد. خدا به طرزی عادلانه، از گناهان ما چنان بیزار است که پسرش برای آنها درهم کوبیده شد. بهراستی، «حال آنکه به سبب نافرمانیهای ما بدنش سوراخ شد، و به جهت تقصیرهای ما لِه گشت؛ تأدیبی که ما را سلامتی بخشید بر او آمد، و به زخمهای او ما شفا مییابیم» (اشعیا 4:53-5). نیکویی خدا در فرود آوردن شمشیر عدالت بر سرِ آن شخص بیگناه آشکار میشود.
جایگزین صلیب، دریاچۀ آتش ابدی است. اگر گناهکاران به عیسی که بهجای آنها داوری شد، پناه نبرند، تحت داوری عادلانۀ خدا به جهنم خواهند افتاد. انتقام از آنِ خداوند است و او آن را بهجا خواهد آورد (تثنیه 35:32؛ رومیان 19:12-20). عیسی به ما وعده میدهد که هر سخن بیهودهای بازخواست خواهد شد (متی 36:12) و هنگامی که با بیعدالتی روبهرو میشویم، باید از الگوی او پیروی کنیم، زیرا «چون دشنامش دادند، دشنام پس نداد؛ و آنگاه که رنج کشید، تهدید نکرد، بلکه خود را به دست داور عادل سپرد» (اول پطرس 23:2). اعتماد به داوری عادلانۀ خدا، ما را آزاد میسازد تا سخاوتمندانه ببخشیم.
بخشیدن، به خطاکاران ما نمیگوید: «کاری که کردید، اشکالی نداشت» یا «چندان مهم نیست.» هرگز! بخشش، خطاهای انجامشده نسبت به ما را کوچک نمیشمارد. به همۀ خطاها بهطور عادلانه رسیدگی خواهد شد. اطمینان از عدالت، ما را برای بخشیدن آزاد میسازد. خواهری در کلیسای ما که گذشتهای دردناک با مادر بیرحمش داشت، میگفت هنگامی که کلیسای ما این سرود را میخواند، بسیار تسلی مییابد: «او برای جان من خون ریخت و مرد، مسیح مرا استوار نگاه میدارد؛ عدالت اجرا شده، او مرا استوار نگاه میدارد.»3 او میداند که به گناهان خودش در مسیح رسیدگی شده است، اما قدوسیت خدا و این حقیقت را نیز به یاد میآورد که به همۀ گناهان؛ از جمله گناهی که مادرش نسبت به او انجام داده؛ بهطور عادلانه رسیدگی خواهد شد؛ خواه بر روی صلیب یا در جهنم.
به عیسی بنگرید و رحمت را ببینید. هیچچیز به اندازۀ بخشیده شدن، قلب ما را برای بخشیدن تحت تأثیر قرار نمیدهد. رحمت خدا نسبت به شما در مسیح، نیرومندترین سلاح علیه قلب تلخ است. اگر برای بخشیدن تقلا میکنید، توجه خود را به رحمت عیسی معطوف سازید. در نظر داشته باشید که او با شکیبایی به دنبال شما آمد. در نظر داشته باشید که او نسبت به دل سنگ شما، چقدر شفقت داشت. به صلیب بنگرید و پسر خدا را ببینید که برای شما خون میریزد. صدای او را بشنوید که فریاد برمیآورد: «تمام شد!» و بدانید که کار او برای شما تمام شد. قلب خدا را بشنوید که میگوید: «خداوندگارْ یهوه میگوید، من از مرگ هیچکس خشنود نمیشوم؛ پس بازگشت کنید و زنده مانید» (حزقیال 32:18). از خدا بخواهید که این نوع شفقت را نسبت به کسانی که شما را آزردهاند، در شما پدید آورد.
برای دریافت قوت به عیسی تکیه کنید. بخشش، به قوتی مافوقطبیعی نیاز دارد. خوشبختانه، خدا قوت اطاعت از هرآنچه را که فرمان میدهد، فراهم میکند (فیلیپیان 13:2). عیسی به ما هشدار میدهد: «جدا از من، هیچ نمیتوانید کرد» (یوحنا 5:15) و درعینحال به ما اطمینان میدهد که «من هر روزه تا پایان این عصر با شما هستم» (متی 20:28). آیا برای بخشش، بیش از حد ضعیف و خستهاید؟ برای شما یک خبر خوشی هست. عیسی وعده میدهد: «فیض من تو را کافی است، زیرا قدرت من در ضعف به کمال میرسد» (دوم قرنتیان 9:12). ما چگونه به این قوت دست مییابیم؟ دعا کنید. کتابمقدس بخوانید. برای خداوند سرود بسرایید. با اشتیاق پرستش کنید. پیوسته عیسی را از طریق کلامش بجویید. زندگی خود را به روی ایمانداری دیگر بگشایید، کسی که بتواند شما را تشویق کند و به اعتماد بر خدا فراخواند. هنگامی که چنین کنید، تغییر میکنید و توانمند میشوید که ببخشید.
نتایج را به عیسی بسپارید. لین مادربزرگش را دوست داشت، اما کشمکشهای خانوادگی رابطۀ آنها را تیره کرده بود. او آرزو داشت با مادربزرگ سالخوردهاش آشتی کند، پس گفتگویی را با هدف آشتی آغاز کرد. لین دعا کرد، آماده شد و به همۀ راههای ممکن برای عذرخواهی در مورد اتفاقاتی که رخ داده بود، اندیشید. هنگامی که به دیدار مادربزرگش رفت، حرف دلش را به او گفت و از او خواست که او را ببخشد. اما بهجای دریافت رحمت، مادربزرگش در چشمانش نگریست و گفت: «تو برای من مردهای. این خانه را ترک کن و هرگز بازنگرد.» این ضربهای خردکننده برای لین بود که هرآنچه را که میتوانست برای اصلاح اوضاع انجام داده بود. این داستان به ما یادآور میشود که تنها خدا میتواند قلب را تغییر دهد. در نگاه نخست، شاید بهنظر برسد که تلاشهای لین بیهوده بود. اما اینطور نبود. او ماهها پیش از آن گفتگو، با خدا کار کرده بود و این امر زندگی او را بهطور اساسی تغییر داد. او فروتن شد، ایمانش تقویت گردید و کسانی که با او گام برمیداشتند، تشویق شدند که زندگی خودشان را بیازمایند. مسئولیت لین این بود که به دنبال صلح باشد و نتایج را وفادارانه به خدا بسپارد (رومیان 18:12). هنگامی که در پی صلح و آشتی با دیگران هستید، از خدا یاری بطلبید، اما بدانید که زمانبندی او ممکن است متفاوت از زمانبندی شما باشد. بذر بکارید و آبیاری کنید، اما به یاد داشته باشید که خدا رشد میدهد (اول قرنتیان 6:3).
با یاری سایر ایمانداران ببخشید.
زندگی مسیحی قرار نیست در انزوا باشد. خدا ما را از گناه بیرون آورده و به مسیح؛ و کلیسای مسیح؛ وارد کرده است. ایمانداران همچون خانوادهای متحدند که یکدیگر را محبت میکنند و در اطاعت از عیسی یکدیگر را تشویق مینمایند. نویسندۀ عبرانیان به ما فرمان میدهد: «هر روز، تا آن زمان که هنوز ’امروز‘ خوانده میشود، یکدیگر را پند دهید تا کسی از شما در اثر فریب گناه، سختدل نشود» (عبرانیان 13:3). عدم بخشش، اثری فریبنده بر دلهای ما دارد. ما را متقاعد میسازد که مستحق تلخی هستیم. اگر عدم بخشش را پرورش دهیم، توانایی ما برای پایداری در ایمان به خطر خواهد افتاد. ازاینرو به دوستان دیندار نیاز داریم که هر روز ما را پند دهند تا برای دریافت قوتِ بخشش، بر خدا تکیه کنیم. ما به آنها نیاز داریم تا برای ما دعا کنند، به ما مشورت دهند، تشویق نمایند، پاسخگو نگه دارند و در طول مسیر با ما بگریند یا شادی کنند.
فیلیمون، ایمانداری وفادار از کولسی بود. او آنقدر ثروتمند بود که کلیسایی را در خانۀ خود میزبانی میکرد و خدمتکاری خانگی به نام اونِسیموس داشت. ظاهراً اونِسیموس چیزی را از فیلیمون دزدیده و به روم گریخته بود، به امید اینکه همهچیز را از نو آغاز کند. اما خدا نقشهای دیگر داشت. اونِسیموس طبق مشیت الهی، با پولس رسول برخورد کرد و پولس او را به ایمان در مسیح رهبری نمود. اونِسیموس متقاعد شد که باید بازگردد و با فیلیمون آشتی کند. پولس نامهای نوشت و از فیلیمون درخواست کرد که اونِسیموس را ببخشد و او را همچون برادر در مسیح بپذیرد. اگر اخیراً آن را نخواندهاید، زمانی را به خواندن کتاب فیلیمون اختصاص دهید.
در این نامه، هفت روشی را مییابیم که پولس از طریق آنها بخشش و آشتی را برمیانگیزد.
نخست، پولس، اونِسیموس را تشویق به توبه میکند. پولس با فرستادن اونِسیموس نزد فیلیمون، به او کمک میکند تا توبهای را که خدا در او پدید آورده، به عمل آورد. ما نمیدانیم پولس تا چه اندازه به اونِسیموس کمک کرد تا گناهش را نسبت به فیلیمون درک کند، اما بسیار محتمل است که این موضوع، محور بسیاری از گفتگوهای آنها بود. اگر شما کسی را شاگردسازی میکنید، بهطور منظم دربارۀ روابط پُرتنش و راههای ممکن برای درخواست بخشش یا بخشیدن گفتگو کنید. دوستی همچون پولس باشید و دوستی همچون پولس داشته باشید تا شما را به اطاعت از خدا برانگیزد.
دوم، پولس ایمان فیلیمون را تقویت میکند (آیات 4–7، 21). در سراسر نامه، پولس بر محبت و ایمان فیلیمون تأکید میکند (آیه 5)، که باعث ایجاد شادی و طراوت در میان ایمانداران شده است (آیه 7). او از اعتماد خود به اطاعت فیلیمون سخن میگوید و اعتماد دارد که او فراتر از آنچه خواسته شده عمل خواهد کرد (آیه 21). همچنین، پولس به فیلیمون این اطمینان را میدهد که برای او دعا میکند (آیه 6). دعا، صرفاً مهربانی کردن به ایماندار دیگری نیست که سعی میکند ببخشد. دعا امری ضروری است، زیرا قدرت خدای قادر مطلق را برای مداخله فرامیخواند. اونِسیموس به قوت روحانی نیاز دارد تا با فروتنی در پی بخشش باشد. فیلیمون به قوت روحانی نیاز دارد تا ببخشد. دعا، عطای این قوت را از خدا میطلبد. اگر به کسی برای بخشیدن کمک میکنید، با دعاهای مداوم برای او و با تشویق او در مورد شیوههایی که کار خدا را در زندگیاش دیدهاید، او را به اطاعت برانگیزید.
سوم، پولس از رابطۀ خود بهره میگیرد (آیات 8–14). پولس رابطهای دیرینه با فیلیمون داشت و الگوی وفاداری از نحوۀ مباشرت بر سرمایۀ ارتباطات بود. در بهکارگیری اعتبار رابطهتان برای سوق دادن مردم به اطاعت از خدا درنگ نکنید. خدا این رابطه را برای چه چیز دیگری به شما بخشیده است؟ هیچچیز مانند کمککردن به یک دوست برای اطاعت از خداوند، نشاندهندۀ محبت نیست.
چهارم، پولس فیلیمون را به اطاعت صمیمانه فرا میخواند (آیات 8–9). پولس تنها نگران نتیجۀ مداخله نبود. او میداند که تغییر حقیقی و پایدار، فقط از قلب تغییریافته سرچشمه میگیرد. پس بهجای اینکه فیلیمون را وادار به پذیرش اونِسیموس کند، شفقت را در او برمیانگیزد. با دعا به مردم کمک کنید که از صمیم قلب خواهان بخشش باشند، نهاینکه صرفاً از روی وظیفه این کار را انجام دهند.
پنجم، پولس بر کار مقتدرانۀ خدا تأکید میکند (آیات 15–16). پولس به فیلیمون کمک میکند که تصویر بزرگ کار مقتدرانۀ خدا را در این شرایط ببیند. او رنجشی را که اونِسیموس تجربه کرده، کوچک نمیشمارد یا خیانتی را که احساس کرده، بیاهمیت جلوه نمیدهد. اونِسیموس از فیلیمون دزدی کرد و به او بیاحترامی کرد. اما با گفتنِ اینکه «چه بسا که از همین رو اندک زمانی از تو جدا شد» (آیه 15)، نگاه فیلیمون را به بالا جلب میکند. او میخواهد فیلیمون بداند که مشیتِ فیضبخش خدا اجازه داد که اونِسیموس از نزد او به آغوش مسیح بگریزد. همۀ اینها بخشی از نقشۀ خدا بود «تا برای همیشه نزدت بازگردد، امّا دیگر نه چون غلام، بلکه… چون برادری عزیز.» کسی را بیابید که بتواند به شما کمک کند تا تصویر بزرگ کار احتمالی خدا را در شرایط کنونی خود ببینید.
ششم، پولس پیشنهاد میکند که هر بدهیای را بازپرداخت کند (آیات 17–19). پولس نمیخواهد اوامر مادی مانع از آشتی شوند. او پیشنهاد میدهد که به جبران خسارت یاری رساند، اگر این کار فیلیمون را به بخشیدن اونِسیموس تشویق میکند. این مطابق الگوی عیسی است که حقوق، جلال و جان خود را فدا کرد تا دیگران را برکت دهد. اگر توان مالی دارید و میتوانید با پرداخت بدهیها یا قرضدادن پول، موانع مادی آشتی را برطرف کنید، به پیروی از الگوی پولس بیندیشید.
هفتم، پولس بر منافع روحانی تأکید میکند (آیه 20). پولس با بیان این سخن، بخشش میطلبد: «در خداوند نفعی از تو به من برسد؛ پس جان مرا در مسیح تازه ساز» (آیه 20). پولس به فیلیمون اطمینان میدهد که ابزار رحمت خدا بودن در زندگی اونِسیموس، او را نیز برکت خواهد داد. او میخواهد با مشاهدۀ زندگی بر اساس انجیل، دلگرم شود. او مشتاق است که فیلیمون، خدمتکار پیشین خود را برادری محبوب در مسیح ببیند. او از فیلیمون تمنا میکند که پیامآور رحمتی باشد که انجیل را مجسم میسازد. یادآوری اهمیت ابدی بخشش به مردم، همراه با آثار مواج حیاتبخش آن در این زندگی، میتواند سوخت مورد نیاز برای پیگیری آشتی را فراهم آورد.
بخشیدن میتواند بهطور خاصی فرساینده باشد و بهتر است با یاری دوستانی دنبال شود که بهسرعت انجیل را به شما یادآوری میکنند. چه کسی به شما کمک میکند که این آبهای دشوار را هدایت کنید؟ چگونه میتوانید به دیگران کمک کنید که همین کار را انجام دهند؟
با اعتماد به نیکویی حاکم خدا ببخشید.
داستانهای کمی در کتابمقدس، همچون روایت یوسف (پیدایش 37–50)، تعامل بین نیکویی حاکم خدا و بخشیدن را به تصویر میکشد. یوسف، یکی از آن دوازده برادر بود. پدرش، یعقوب، محبتی ویژه نسبت به یوسف داشت که حسادت تلخی را در برادرانش برانگیخت. آنها در بین خودشان توطئه کردند و یوسف را ربودند، بهعنوان برده فروختند و سپس برای مرگ او صحنهسازی کردند. هنگامی که برادران به خانه بازگشتند، به پدرشان دروغ گفتند؛ به او گفتند که حیوانی وحشی یوسف را کشته است.
یوسف به مصر برده شد، جایی که مجموعهای از سختیهای اندوهبار را پشت سر گذاشت و بهناحق متهم، زندانی و از سوی همگان، غیر از خدا، فراموش شد. پس از حدوداً بیست سال، خداوند از طریق تعبیر خواب، یوسف را مقام دوم پس از فرمانروای مصر ساخت. قحطی جهانی، مردم، از جمله برادران یوسف را برای خرید نان از یوسف، بهسوی مصر روانه کرد. یوسف آنان را شناخت، اما گذر زمان هویت او را از ایشان پنهان کرده بود.
پس از مجموعهای از رویدادهای گیجکننده، برادران متقاعد شدند که گرفتاریهایشان بازپرداخت الهی برای کاری است که با یوسف کرده بودند. یوسف دریافت که آنها از گناه خود نسبت به او عمیقاً پشیمان هستند و حتی دید که یکی از برادرانش، یهودا، جان خود را به خطر میاندازد تا برادر کوچکش، بنیامین، را نجات دهد.
یوسف تحت تأثیر احساساتش قرار گرفت و هویت خود را بر برادرانش آشکار ساخت. شگفتی به وحشت بدل شد، زیرا آنان میترسیدند که یوسف از قدرتش برای انتقامگرفتن استفاده کند. اما در عوض، او به آنان رحم کرد و درخواست کرد که یعقوب را به مصر بیاورند تا از او مراقبت کند. پس از مرگ یعقوب، برادران بار دیگر ترسیدند و گفتند: «اگر یوسف از ما کینه داشته باشد انتقام همۀ آن بدی را که در حق او کردیم از ما خواهد گرفت» (پیدایش 15:50). هنگامی که یوسف از ترس آنان آگاه شد، «گریست…[و] به آنان گفت: مترسید. زیرا مگر من در جای خدا هستم؟ شما قصد بد برای من داشتید، اما خدا قصد نیک از آن داشت تا کاری کند که مردمان بسیاری زنده بمانند، چنانکه امروز شده است» (پیدایش 17:50-20).
ما میتوانیم درسهای فراوانی را دربارۀ بخشش، از این داستان استخراج کنیم، اما آشکارترینِ آنها این است که نیکویی حاکم خدا، یوسف را از انتقامجویی آزاد ساخت. یوسف توانست از طریقی که حکمت خدا شرایط، از جمله خیانت و فروختهشدن توسط برادرانش را برای تحقق نیکویی ترتیب داده بود، قدردانی کند. افتخارِ دیدن چنین پیوندهای روشنی بین مقاصد خدا و دردهای ما، ممکن است در این دنیا رخ دهد، اما نادرتر از آن است که ما ترجیح میدهیم.
بیشتر اوقات، ما ناچاریم به ابدیت بنگریم، به آیندهای که در آن خدا به ما اطمینان میدهد که «رنجهای جزئی و گذرای ما جلالی ابدی برایمان به ارمغان میآورد که با آن رنجها قیاسپذیر نیست» (دوم قرنتیان 17:4). هنگامی که خدا میگوید رنجهای ما در این زندگی، جزئی است، درد ما را کوچک نمیشمارد؛ بلکه جلالِ آینده را بزرگ میسازد. او از سوءاستفاده، خیانت، تهمت، حملات، بیتوجهی، ستم و دردهای این زندگی بهره میگیرد تا شادی ابدی را مهیا کند که بهمراتب فراتر از آنها خواهد بود. پس هر چقدر که زخمهای ما سنگین باشد، وزنِ جلالی که عیسی با خود میآورد، بس فراتر از آنهاست. در رومیان 28:8 به ما وعده داده شده که «میدانیم در حق آنان که خدا را دوست میدارند و بر طبق ارادۀ او فرا خوانده شدهاند، همۀ چیزها با هم برای خیریت در کار است.» همهچیز در این زندگی نیکو نیست، اما خدا نیکوست. اگر بتوانیم به این حقیقت تکیه کنیم، آزادانه میتوانیم در این دنیا ببخشیم، زیرا میدانیم او در دنیای آینده، همهچیز را درست خواهد کرد.
—
بحث و تأمل:
۱. آیا بخشی از این قسمت شما را به چالش کشید؟ آیا موقعیتی در زندگی شما هست که از مطالبی که در اینجا خواندهاید، بهرهمند شود؟
۲. چگونه بخشش حقیقی، منعکسکنندۀ کاری است که خدا در مسیح برای ما انجام میدهد؟
—
بخش سوم: بخشش دشوار
بخشش در جهانی سقوطکرده تقریباً همیشه دشوار است. زخمها شخصیاند و بهکارگیری اصولی که بررسی کردیم، برای بسیاری از مردم بهگونههای متفاوتی نمود خواهد یافت. من عمداً این نکات روشنگر را تا پایان درس نگاه داشتم. اگر مانند من باشید، ممکن است وسوسه شوید که درد خودتان را چنان منحصربهفرد بدانید که شما را از پیروی از سخنان روشن و سنگین عیسی معاف کند. تفاوتهای ظریف مهم است، اما اگر نابخردانه انجام شود، میتواند به سلب فرمان خدا برای بخشش قلبی بینجامد. در عین حال، بخشش میتواند پردردسر باشد، چنانکه شش پرسش زیر نشان میدهد.
پرسش شماره 1: آیا باید ببخشم و فراموش کنم؟
گفتههایی هست که مردم گمان میکنند در کتابمقدس آمده، اما چنین نیست. «خدا به کسانی که به خودشان کمک میکنند، کمک میکند» و «خدا چیزی را که فوق از طاقت تو باشد، به تو نخواهد داد»، دو نمونه از آنها هستند. در کودکی، معلم کانون شادی، جملۀ دیگری را به من آموخت. در درسی دربارۀ بخشش، به ما گفت که خدا میخواهد «ببخشیم و فراموش کنیم.» در آن زمان، این توصیهای معقول و حتی کتابمقدسی به نظر میرسید. اما خدا به ما فرمان نمیدهد که ببخشیم و فراموش کنیم.
کتابمقدس میگوید:
«عقل انسان خشم او را بازمیدارد؛ جلال او در چشمپوشی از خطاست» (امثال 11:19).
«[محبت]…کینه به دل نمیگیرد» (یا «حساب خطاها را نگه نمیدارد»، ترجمه NIV84) (اول قرنتیان 5:13)
«مهمتر از همه، یکدیگر را به شدّت محبت کنید، زیرا محبت، انبوه گناهان را میپوشاند» (اول پطرس 8:4).
آری، ما باید نسبت به گناهکاران بزرگوار باشیم. اما این بدان معنا نیست که همیشه «میبخشیم و فراموش میکنیم.» احتمالاً ریشۀ این عبارت، در نحوۀ برخورد خدا با گناهان ماست. در مزمور 12:103، به ما گفته میشود: «به اندازهای که مشرق از مغرب دور است به همان اندازه نیز نافرمانیهای ما را از ما دور کرده است.» فاصلۀ بین شرق و غرب، غیرقابلمحاسبه است. هنگامی که خدا میبخشد، گناهان ما را تا جایی که ذهن ما بتواند تصور کند، دور میسازد. میکاه نبی اعلام میکند: «بار دیگر بر ما رحم خواهد کرد، و بر گناهان ما چیره خواهد شد. تو تمامی گناهان ما را به قعر دریا خواهی افکند» (میکاه 19:7). هنگامی که خدا میبخشد، گناهان ما را چنان به قعر اقیانوس میاندازد که دیگر هرگز دیده نشوند. اشعیا به ما اطمینان میدهد: «من هستم، آری من، که نافرمانیهایت را بهخاطر خویشتن محو میسازم، و گناهانت را دیگر به یاد نمیآورم» (اشعیا 25:43).
این آیات بدین معنا نیست که خدای دانای مطلق نمیتواند گناهان ما را به یاد آورد. او از کاری که کردهایم، ناآگاه نیست. بلکه بدین معناست که چون عیسی بهای کامل آن گناهان را پرداخته است، ما آمرزیده شدهایم و «اکنون برای آنان که در مسیحْ عیسی هستند، دیگر هیچ محکومیتی نیست» (رومیان 1:8). خدا هرگز گناهان ما را برای شرمسار کردن یا محکوم نمودن ما نمایان نخواهد کرد. ما با او آشتی کردهایم. او گناهان ما را بخشیده و تصمیم گرفته که آنها را فراموش کند.
ما میتوانیم مشتاق باشیم که مانند خدا ببخشیم، اما ضعف انسانی ما مانع میشود. ازاینرو نیاز داریم که در هدایت واقعیتهای دشوارِ بخشیدن کسانی که نسبت به ما گناه کردهاند، بر فیض خدا تکیه کنیم. یکی از واقعیتهای اساسی که باید به یاد داشته باشیم، تمایز بین بخشش، آشتی و احیا است.
بخشش
← آشتی
← بخشش
بخشش
آشتی
احیا
تصمیم
فرایند
نتیجه
بخشش، تصمیمی است که در آن بدهیِ ارتباطی شخصی را که نسبت به ما گناه کرده لغو میکنیم. از آن پس، تصمیم میگیریم که با او همچون فردی آمرزیدهشده رفتار کنیم. در کتابمقدس، از بخشش در دو سطح سخن میگوید: نگرشی و آشتیجویانه.4
بخشش نگرشی (که گاهی عمودی نامیده میشود)، نگرش یا بخشش قلبی را توصیف میکند که در آن مردم را میبخشیم، صرفنظر از اینکه توبه کرده باشند یا نه. عیسی میگوید: «پس هر گاه به دعا میایستید، اگر نسبت به کسی چیزی بهدل دارید، او را ببخشید تا پدر شما نیز که در آسمان است، خطاهای شما را ببخشاید» (مرقس 25:11). بهمحض اینکه مسیحی عدم بخشش را در دل خود بیابد، آن را اعتراف میکند و وضعیت را به خدا میسپارد. بخشش حقیقی، در آزادی از میل به انتقام و اشتیاق به درست شدن رابطۀ خطاکار با خدا نمایان خواهد شد (رومیان 17:12-21).
پدرِ امبر، مردی شریر بود. او برای سالها، بیوقفه امبر و مادرش را تحقیر میکرد. سرانجام خانواده را ترک کرد و با معشوقهای دیگر زندگی کرد. او درد آنها را به تمسخر گرفت و حتی نامههایی سنگدلانه برای امبر نوشت و گفت که ایکاش او هرگز به دنیا نیامده بود. سخنانش او را میآزرد، بااینحال امبر متقاعد شده بود که خدا از او میخواهد که پدرش را ببخشد. ترس و تردید، او را آزار میداد تا اینکه یک دوستی به او کمک کرد که بداند بخشش بهمعنای فراموشکردن نیست و اینکه تصمیم به بخشیدن پدرش، بیش از آنکه بین او و پدرش باشد، بین او و خداوند است. امبر برای تمایل به بخشش دعا کرد. کمکم دلش نرم شد و در برابر دعوت خداوند برای بخشش قلبی پدرش تسلیم شد. چنین بخششی، منعکسکنندۀ قلب خداست؛ خدایی که دربارهاش گفتهاند: «تو خدایی آمرزنده، فیاض و رحیم، و دیرخشم و آکنده از محبتی» (نحمیا 17:9). باشد که همواره در تمایل به بخشیدن همانند خدا رشد کنیم.
بخششِ آشتیجویانه (که گاهی افقی نامیده میشود)، بخششِ ارتباطی را توصیف میکند که خطاکارِ توبهکار را میبخشد و فرایند آشتی را آغاز میکند. عیسی در لوقا 3:17-4 دربارۀ آن سخن میگوید: «پس مراقب خود باشید! اگر برادرت گناه کند، او را توبیخ کن، و اگر توبه کرد، ببخشایش؛ اگر هفت بار در روز به تو گناه ورزد، و هفت بار نزد تو بازآید و گوید: “توبه میکنم”، او را ببخشا.» در این وضعیت، عیسی بهوضوح میگوید: «اگر توبه کرد، ببخشایش.» این سطح از بخشش، مشروط به اعتراف و توبۀ خطاکار از گناه خویش است. بخشش نگرشی، هنگامی که اعتراف به گناه صورت گیرد، بهسوی بخششِ آشتیجویانه حرکت میکند.
آشتی، فرایندی است که در آن میآموزیم با شخصی که او را بخشیدهایم، طوری رابطه برقرار کنیم که، در صورت امکان، اعتماد را احیا کند، زخمها را شفا بخشد و به دنبال روابط صلحآمیز با او باشد. برای تحقق این فرایند، خطاکار باید توبه کند. برای تشخیص توبۀ حقیقی و تعیین سرعت آشتی، به حکمت نیاز داریم.
توبۀ حقیقی. دوم قرنتیان 10:7، به ما اطمینان میدهد: «چون اندوهی که برای خدا باشد، موجب توبه میشود، که به نجات میانجامد و پشیمانی ندارد. امّا اندوهی که برای دنیاست، مرگ به بار میآورد.» اندوهی که برای خداست، دلهای ما را برای توبۀ حقیقی آماده میسازد. این توبه با دیدن گناهمان نسبت به خدا آغاز میشود (مزمور 4:51) و با اندوه بهخاطر اندوهگین ساختن خدا همراه است. اندوه دنیوی به توبۀ ساختگی میانجامد که بر خوددلسوزی متمرکز است. توبۀ دروغین، بر کنترل خسارت، مقصر دانستن دیگران و بهانهجویی تمرکز میکند. گناه ما را کوچک میشمارد و توجیه میکند. اما توبۀ حقیقی بهخاطر گناهمان نسبت به خدا سوگواری میکند و مشتاق است که کارهای لازم را برای شفا بخشیدن به شخص آزرده انجام دهد.
سرعتِ آشتی. سرعت آشتی ممکن است به طرز چشمگیری، کوتاه یا بسیار طولانی باشد؛ بسته به شدت خطا و سرعتی که خدا شفا را عطا میکند. همانگونه که آشتی یک فرایند است، توبه نیز اغلب یک فرایند است. اکثر ما با برداشتن هزار گام کوچک در جهت نادرست، دچار آشفتگی میشویم. توبه نیز غالباً هزار گام کوچک در جهت درست است. توبۀ حقیقی درمییابد که گناهش ایجاب میکند که سرعت فرایند، آهسته باشد. حتی هنگامی که خدا ما را میبخشد، همیشه ما را از پیامدهای گناهانمان آزاد نمیسازد. آشتی را نمیتوان شتابزده پیش برد و معمولاً به شخصی بالغ، تعلیمدیده و بیطرف نیاز است تا تضمین کند که گفتگوها همراه با دعا، صادقانه و عاری از بازی روانی است.
احیا، نتیجۀ بخشش و آشتی است. جایگاه ارتباطی برای شفاست که دیگر درد بر آن حاکم نیست، شفا رخ داده است و اعتماد دوباره بنا شده است. همۀ روابطی که بهسبب گناه شکسته شدهاند، قابلاحیا نیستند، اما بسیاری میتوانند احیا شوند. قدرت انجیل قادر است گناهکاران مرده را زنده کند و حتی زخمیترین روابط را شفا بخشد. برای احیا دعا کنید. برای احیا تلاش کنید. خدا از این کار خشنود میشود، پس دلسرد نشوید. بر او امید دارید که قادر است بینهایت فزونتر از هرآنچه بخواهیم یا تصور کنیم، عمل کند (افسسیان 20:3).
پرسش شماره 2: اگر هنوز خشمگین هستم، چه کار کنم؟
حتی پس از بخشش صادقانه، احساس ناآرامی ممکن است بهطور غیرمنتظره شعلهور شود. این نباید ما را غافلگیر کند. ما روباتهایی نیستیم که بدون احساس زندگی کنیم. ما تجسمی از صورت خدا با احساسات واقعی، امیالِ ناپایدار، گناهِ باقیمانده و شرایط متغیر هستیم. شاید خاطرۀ آسیبی که متحمل شدهاید، به ذهنتان راه یابد، یا شاید الگوهای قدیمی بار دیگر چهرۀ زشت خود را نشان دهند؛ و احساس کنید که خشم در درونتان میجوشد. ممکن است بپرسید: «مگر آنان را نبخشیده بودم؟» اگرچه بخشش، یک تصمیم است، شفایی که پس از آن میآید، نیازمند زمان است. در دعا پایدار بمانید. در مشارکت نزدیک با افرادی که ذهنیت انجیلی دارند، باقی بمانید تا به شما کمک کنند که هم زخمهای گذشته و هم کشمکشهای حال را پردازش کنید. خداوند کار میکند. او در هر لایه از شفا، آماده و مایل به یاری رساندن است. خسته نشوید.
پرسش شماره 3: اگر بخشش، خطرناک باشد، چه کار کنم؟
بخشش، دشوار است. تقریباً همیشه شامل احساسات ناراحتکننده، دردناک یا فرساینده است. اما دشواری با خطر فرق دارد. ما تصدیق کردیم که برخی روابط چنان با آثار گناه مخدوش شدهاند که نیازمند بخشش هستند، اما آشتی، قابلتوصیه یا امکانپذیر نیست (مراجعه کنید به «اگر امکان دارد»، رومیان 18:12). موارد آزار جسمانی، آزار جنسی یا بازی روانی و عاطفی شدید باعث میشود که شخص آنقدر زخمی شود که شفایش در این دنیا دستیافتنی نباشد.
اگر طوری نسبت به شما خطا ورزیدهاند که حرکت از بخشش به آشتی را خطرناک میسازد، این حقایق را به یاد داشته باشید:
شفا امکانپذیر است. تجربۀ شما نباید تعریفکنندۀ شما باشد. در مسیح، امید فراوان برای شفا وجود دارد. خدا چیزی را هدر نمیدهد و اتفاقاتی را که برای شما رخ داده، برای تعمیق اعتمادتان به خدا و منبع یاری رساندن به دیگران بهکار خواهد گرفت (دوم قرنتیان 3:1-11).
خودتان را با دوستان انجیلی احاطه کنید. همانطور که گفتیم، نباید بهتنهایی مسیر بخشش را طی کنید. اگر عمیقاً آسیب دیدهاید، به کلیسای انجیلمحور و همراهان تعلیمدیدۀ انجیلمحور نیاز دارید تا در پردازش تجربههای آسیبزنندهتان به شما کمک کنند.
دلایل خود را برای آشتینکردن بررسی کنید. آسیبدیدن، ما را مستحق اجتناب از اعمال چالشبرانگیز ایمان نمیسازد. کاری که با شما کردهاند، ممکن است چنان هولناک باشد که نتوانید بدون واکنشهای جسمانی و عاطفیِ آسیبزایی مجدد در کنارشان باشید. ممکن است توبه نکنند؛ این آشکارا شما را از ضرورت پیگیری آشتی معاف میسازد. خدا از شما نمیخواهد با اعتماد به افراد غیرمعتمد، خود را به خطر اندازید. بااینحال، او شما را فرا میخواند که برای انجام هرآنچه از شما میخواهد، مشتاق باشید. وضعیت دل خود را در حضور خداوند و همراه با دوستان انجیلی بررسی کنید تا مطمئن شوید که هر مقاومتی در برابر آشتی، از ایمان سرچشمه میگیرد، نه از ترس گناهآلود.
خودتان را به خدا بسپارید. خداوند از ضعف شما آگاه است (مزمور 14:103). او در هنگام گام برداشتن در مسیر شفایی که شما را در آن هدایت میکند، با شما صبوری خواهد کرد. او را در دعا بطلبید. هنگامی که میترسید، بر او توکل کنید (مزمور 3:56). خداوند از ضعف شما آگاه است و خزانههایی سرشار از فیض برای شما دارد (مزمور 19:31؛ دوم قرنتیان 9:12). نویسندۀ عبرانیان شما را فرا میخواند: «پس چون کاهن اعظمی والامقام داریم که از آسمانها درگذشته است…که [میتواند] با ضعفهای ما همدردی کند… پس آزادانه به تخت فیض نزدیک شویم تا رحمت بیابیم و فیضی را حاصل کنیم که به هنگام نیاز یاریمان دهد» (عبرانیان 14:4-16). به عیسی نزدیک شوید؛ فیض و رحمت او شما را یاری خواهد داد.
اگر شما طوری نسبت به دیگران خطا ورزیدهاید که آشتی را دشوار میسازد، این حقایق را در نظر داشته باشید:
شما باید توبه کنید. شما برای آنچه انجام دادهاید، پاسخگو خواهید بود. هیچ گناهی در روز آخر نادیده گرفته نخواهد شد. به دعوت خدا برای توبه گوش فرا دهید (اعمال رسولان 30:17). گناه خود را با صداقت کامل نزد خدا اعتراف کنید (مزمور 51؛ اول یوحنا 9:1). از گناه خود بهطور کامل توبه کنید. پشیمانی خود را ابراز کنید و از کسانی که آنها را آزردهاید، طلب بخشش نمایید. اگر طوری به دیگران خطا ورزیدهاید که ممکن است آزاردهنده یا خطرناک تلقی شود، پیش از تماس با او باید از مشاورِ تعلیمدیده راهنمایی بگیرید تا در این فرایند شما را یاری دهد. توبه ممکن است شامل مداخلۀ مقامات مدنی نیز باشد، اگر اعمال شما غیرقانونی بوده است. توبه ممکن است شامل جبران هزینههای چندین سالمشاوره باشد (لوقا 8:19). توبۀ حقیقی در انجام کارهای لازم برای گامبرداشتن در راههای پارسایی آشکار خواهد شد. مترسید؛ خدا با شما خواهد بود (عبرانیان 5:13-6).
بخشش خدا فراوان است. اگر گناه خود را نزد خدا اعتراف کرده و بهراستی توبه کردهاید، امید زیادی برای شما وجود دارد. جایی که گناه افزون شد، فیض بینهایت افزونتر گردید (رومیان 20:5). خدا بدترین گناهکاران را میبخشد تا رحمت او در شما و از طریق شما بزرگ شود (اول تیموتائوس 15:1-16). آنانی که از سوی خدا آمرزیده شدهاند، در حضور او پارسا شمرده میشوند. او با وجود کاری که انجام دادهاید، از شما خشنود است. این زیبایی انجیل است.
امیال خود را به خدا بسپارید. خدا محکومیت گناهان ما را برمیدارد، اما پیامدهای آنها را برنمیدارد. ارتکاب برخی گناهان، برای همیشه زندگی و روابط شما را دگرگون خواهند کرد. ممکن است سنگینی کاری را که انجام دادهاید، احساس کنید و عمیقاً مایل به آشتی کردن باشید. این امیال نیکو را به خدا بسپارید. تنها از طریق میانجی بیطرف و مورد اعتماد ارتباط را آغاز کنید. در انتظار خداوند بمانید. امکان گفتوگوهای بیشتر ممکن است فراهم شود یا نشود. در روز داوری، شما برای کاری که انجام میدهید، پاسخگو خواهید بود، نه برای واکنش دیگران.
پرسش شماره 4: اگر آنها بخشش مرا نخواهند، چه میشود؟
برخی افراد نیاز خود به بخشیدهشدن را نخواهند دید. ممکن است بهسبب گناه خودشان نابینا شده و در برابر محکومیت خدا سختدل شده باشند. ما نمیتوانیم کسی را وادار کنیم که نیازش به دریافت بخشش را ببیند؛ تنها خدا میتواند چنین کند. در این موارد، همچنان مسئولیم که آنان را از دل ببخشیم (مقایسه کنید با بخشش نگرشی/درونی). هنگامی که عیسی روی صلیب دعا کرد، الگویی برای پیروی کردن به ما داد: «اینان را ببخش، زیرا نمیدانند چه میکنند» (لوقا 34:23). او برای بخشش آنان دعا کرد، با وجود اینکه آنها نیاز خود به بخشش را خوار میشمردند. عیسی دستوراتی مشابه به ما داد و گفت: «دشمنان خود را محبت نمایید و به آنان که از شما نفرت دارند، نیکی کنید. برای هر که نفرینتان کند برکت بطلبید، و هر کس را که آزارتان دهد دعای خیر کنید» (لوقا 27:6-28). دشمنان ما گمان نمیکنند که به بخشش ما نیاز دارند. ما نمیتوانیم آن را کنترل کنیم، اما باید محبت مافوقطبیعی مسیح را با برکتدادن به آنها، حتی اگر ما را لعنت کنند، نشان دهیم.
پرسش شماره 5: اگر دوباره به من آسیب بزنند، چه میشود؟
موریا سخت تلاش کرده بود که جِف را ببخشد. همسرش او را در هنگام تماشای پورنوگرافی دیده بود و این موضوع زندگی مشترک تازهشان را بهشدت متزلزل کرده بود. جِف به گناه خود اعتراف کرده و مسئولیت آن را پذیرفته بود و پیشرفت چشمگیری در احترام گذاشتن به خداوند و همسرش داشت؛ تا اینکه دوباره، وقتی همسرش خارج از شهر بود، لغزش خورد. در یک لحظه، تمام تلاش یک سالهشان بر باد رفت. جِف گناهش را نزد کشیش خود و همسرش اعتراف کرد و سپس بار دیگر از او طلب بخشش کرد. موریا ترکیب شدیدی از خشمِ عادلانه و گناهآلود را احساس میکرد. او انتظار نداشت که دوباره در چنین موقعیتی قرار بگیرد و قلبش را به روی همسرش بسته بود.
آیا موریا باید دوباره جِف را ببخشد؟ بله. اگرچه گناه جِف جدی بود، اما سخنان عیسی نیز جدی است: «مراقب خود باشید! اگر برادرت گناه کند، او را توبیخ کن، و اگر توبه کرد، ببخشایش. اگر هفت بار در روز به تو گناه ورزد، و هفت بار نزد تو بازآید و گوید: “توبه میکنم”، او را ببخشا» (لوقا 3:17-4). بخشش باید بدون محدودیت عرضه شود. جِف باید گامهای جدی برای زندگی بر اساس توبه بردارد و فرایند آشتی با موریا نیازمند تلاشهای بیشتری خواهد بود. اما فیض خدا برای نیازهای هر دوی آنها کافی است. ممکن است زمانی فرا برسد که الگوهای گناه، خواه پورنوگرافی یا چیزهای دیگر، چنان به اعتمادِ رابطه آسیب بزند که اعتبار اقرار ایمان شخص زیر سؤال برود. این وضعیتهای موردی نیازمند رهبری حکیمانۀ شبانان خداپسند و احتمالاً مشاوران بیرونی خواهد بود.5
پرسش شماره 6: اگر آنها مردهاند، آیا میتوانم آنها را ببخشم؟
سارا در کنار قبر خواهرش ایستاده بود. سکوت سنگقبر اشلی، سردی رابطهشان را به او یادآوری میکرد. خواهرش بیرحم و سختگیر بود. سخنانش جان سارا را زخمی کرده بود و زخم درماننشده، بهوسیلۀ گناه عفونی شده بود. مسیر ویرانگر سارا، تقصیر اشلی نبود، اما بیتردید با آن مرتبط بود. مرگ نابهنگام اشلی، سارا را با این آرزو رها کرده بود که ایکاش فرصتی دیگر برای بیان دردهایش داشت، با امید شنیدن اینکه اشلی بگوید: «لطفاً مرا ببخش.» اما اکنون بسیار دیر شده بود. یا آیا واقعاً اینطور بود؟
مرگ، چیزهای بسیاری را از ما میگیرد، اما مسئولیت و فرصتِ بخشیدن را از ما نمیگیرد. بخشش، تصمیمگیری برای لغو بدهی ارتباطی دیگران است. در نهایت، بخشش، تصمیمی است که خدا ما را به انجام آن قادر میسازد و آن را برای اطاعت از او انجام میدهیم. مرگ، مانع از آن نمیشود که سارا تصمیم بگیرد خواهر مرحومش را ببخشد. سارا میتواند جان خواهرش را به داور عادل بسپارد (اول پطرس 23:2-24).
اگر از سوی کسی که مرده یا هرگز نمیتوانید او را بیابید، آسیب دیدهاید، همچنان میتوانید او را ببخشید. بخشش نگرشی امکانپذیر است، زیرا شما از دل میبخشید. نزد خداوند دعا کنید و دربارۀ هرآنچه آرزو داشتید به آن شخص بگویید، تأمل نمایید. نوشتن آن میتواند سودمند باشد. احتمالاً خوب است که احساسات خود را با دوست یا مشاور معتمدی که طرز فکر انجیلی دارد، در میان بگذارید. اگر رفتن بر سر مزار آن شخص و گفتن کلمات با صدای بلند، به شما کمک میکند، انجام این کار بسیار خوب است. اما در نهایت، درد خود را نزد خداوند ببرید. هنگامی که به سرنوشت آنان میاندیشید، به سخنان ابراهیم تکیه کنید: «آیا داور تمامی جهان عدالت را به جا نخواهد آورد؟» (پیدایش 25:18). خدا کار درست را انجام خواهد داد. به او اعتماد کنید.
—
بحث و تأمل:
۱. آیا موقعیتی در زندگی شما هست که این پرسشها به آن بپردازند؟ این بخش چگونه به شما کمک کرد؟
۲. تفاوت بین بخشش، آشتی و احیا را چگونه خلاصه میکنید؟
۳. از میان پرسشهای بالا، کدامیک بیش از همه درک شما از بخشش را به چالش میکشد؟
—
نتیجهگیری
یکی از همین روزها، هستی، بهگونهای که آن را تجربه کردهایم، پایان خواهد یافت. خداوند عیسی بازخواهد گشت و آنچه را که تاریخ انسانی نامیدهایم، به فرجام خواهد رساند. در آن روز، او همۀ انسانها را با پیروزی از قبر برمیخیزاند و آنان را برای داوری در برابر تخت بزرگ سفید خود گرد میآورد (متی 36:12-37؛ دوم قرنتیان 10:5؛ مکاشفه 11:20-15).
در آن روز، هیچچیز گرانبهاتر از بخشش نخواهد بود. ایستادن، نه در پارسایی خود، مانند انبوه کسانی که در گناه خویش محکوم خواهند شد؛ بلکه ایستادن با آمرزش، ملبس به ردای پارسایی که با خون مسیح خریداری شده و با فیض خدا عطا شده است. تا جزو آمرزیدهشدگانی شمرده شویم که نامشان در دفتر حیات بره نوشته شده است. پذیرفتهشدن با این کلمات: «آفرین، ای خادم نیکو و امین… در شادی ارباب خود شریک شو» (متی 23:25). خودِ خدا با سرودها بر ما شادی خواهد نمود (صفنیا 17:3) و ما با سرودهای سپاسگزاری جاودانی به او پاسخ خواهیم داد (مزمور 13:79). سرودهای ما با الهام از اعمال فراوان رحمت خدا خواهد بود. در مرکز همۀ آنها، بخشش خیرخواهانه، بیاستحقاق، بیکرانِ او خواهد بود که در مسیح عیسی به ما عطا شد.
این مطالعه را بر سر سفرۀ دشمنان پیشین آغاز کردیم که از طریق انجیل عیسی مسیح به دوستان آمرزیدهشده بدل شدند. آن را با تصویری از جلال آینده به پایان میبریم که در آن نیز سفرهای دیگر اهمیت خواهد یافت. این ضیافت بر فراز کوهی به نام صهیون برپا خواهد شد. سفرۀ آنجا میزبان شام عروسیِ بره خواهد بود، جایی که آمرزیدگان خوراکهای فربه خواهند خورد و شراب کهنه خواهند نوشید (مکاشفه 9:19؛ اشعیا 6:25). در آنجا، دشمنان آشتیکرده و خصمان آمرزیدهشده در کنار یکدیگر خواهند نشست. با هم جام سپاسگزاری را برخواهیم افراشت و ندا خواهیم داد: «هان این خدای ما است؛ که منتظر او بودیم تا نجاتمان بخشد. این خداوند است که منتظر او بودیم، پس در نجات او وجد و شادی کنیم» (اشعیا 9:25). خداوندا، آن روز را بشتابان.
هنگامی که این کتابچۀ راهنما را میخوانید، آن روز را در نظر داشته باشید. بگذارید امیدِ جلال و قطعیت دیدار مسیح، انگیزۀ شما برای بخشیدن باشد. امروز در پرتو آن روز ببخشید. بخشیدنِ کسانی که به شما آسیب زدهاند، میتواند بهشدت دشوار باشد. بخشش، نیازمند فروتنی است. نیازمند یاری خداست. اما این را با اطمینان به شما میگویم: اگر با بخشیدن، عیسی را حرمت نهید، در آن روز واپسین پشیمان نخواهید شد. امروز تصمیمهایی را بگیرید که تا دههزار سال دیگر که در حضور خدا میایستید، برای آنها شکرگزار خواهید بود. هنگامی که خدا را رودررو میبینید، از بخشیدنِ کسانی که در این دنیا به شما آسیب زدهاند، پشیمان نخواهید شد. بهنوعی، بهرهمندی شما از حیات جاودان، از اطاعت در این دنیا سرچشمه خواهد گرفت (مکاشفه 8:19). ببخشید. در پی صلح باشید. برای آشتی بکوشید. رحم کنید.
ای قدیس عزیز، دلسرد مشو، ما نزدیک خانه هستیم.
برای مطالعۀبیشتر
Tim Keller, Forgive: Why Should I and How Can I?
David Powlison, Good and Angry
Brad Hambrick, Making Sense of Forgiveness: Moving from Hurt Toward Hope
Hayley Satrom, Forgiveness: Reflecting God’s Mercy (31-Day Devotionals for Life)
Chris Brauns, Unpacking Forgiveness: Biblical Answers for Complex Questions and Deep Wounds
Steve Cornell, “How to Move from Forgiveness to Reconciliation,” TGC article, March 2012
Ken Sande, The Peacemaker: A Biblical Guide to Resolving Personal Conflict
یادداشتهای پایانی
Andrea Thom, “What is Biblical Forgiveness?,” TGC Canada, September 23, 2020.
Matthew Martens, Reforming Criminal Justice: A Christian Proposal (Wheaton, IL: Crossway, 2023), 158.
«او مرا استوار نگاه میدارد»، این سطور نوشتۀ Matt Merker، ۲۰۱۳ است.
این مفاهیم برگرفته است از D. A. Carson, Love in Hard Places, quoted in Tim Keller, Forgive: Why Should I and How Can I?, 82, and David Powlison,Good & Angry: Redeeming Anger, Irritation, Complaining, and Bitterness, 84–87.
توجه کنید به Pornography and Church Discipline,” “Desiring God, April 30, 2022.
درباره نویسنده
گریت گیل از زمانی که دوستی در دوران دانشگاه، انجیل را با او در میان گذاشت، بهطور ناکامل از عیسی پیروی کرده است. اندکی پس از ایمان آوردن، خدمت شبانی را در تگزاس، واشینگتن دی سی، و از سال ۲۰۱۲، در کلیسای باپتیست دل ری در الکساندریه، ویرجینیا آغاز کرده است. او با کری ازدواج کرده و آنها شش فرزند دارند.
فهرست محتوا
- بخش اول: چه چیزی و چرا؟
- بخشش چیست؟
- چرا باید ببخشیم؟
- ۱. عیسی فرمان بخشش را میدهد.
- ۲. بخشش، قلب ما را آزاد میسازد.
- ۳. بخشش، نقشههای شیطان را خنثی میکند.
- ۴. بخشیدن، انجیل را ستایش میکند.
- بحث و تأمل:
- بخش دوم: چه کسی و چگونه؟
- شما باید آغازگر بخشش باشید.
- با شکیباییِ فوری ببخشید.
- با نگریستن به عیسی و تکیه بر او ببخشید.
- با یاری سایر ایمانداران ببخشید.
- با اعتماد به نیکویی حاکم خدا ببخشید.
- بحث و تأمل:
- بخش سوم: بخشش دشوار
- پرسش شماره 1: آیا باید ببخشم و فراموش کنم؟
- پرسش شماره 2: اگر هنوز خشمگین هستم، چه کار کنم؟
- پرسش شماره 3: اگر بخشش، خطرناک باشد، چه کار کنم؟
- پرسش شماره 4: اگر آنها بخشش مرا نخواهند، چه میشود؟
- پرسش شماره 5: اگر دوباره به من آسیب بزنند، چه میشود؟
- پرسش شماره 6: اگر آنها مردهاند، آیا میتوانم آنها را ببخشم؟
- بحث و تأمل:
- نتیجهگیری
- برای مطالعۀبیشتر
- یادداشتهای پایانی
- درباره نویسنده